miner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mi.ne\/

Conjugaison du verbe miner

فعل

  1. زیر زمین یا صخره را حفر کردن برای ایجاد ریزش یا کار گذاشتن مین.
  2. به کندی حفر کردن، کاویدن.
  3. شخم زدن عمیق زمین سنگلاخی.
  4. به تدریج تحلیل بردن، نابود کردن، ویران کردن.
  5. کار گذاشتن مواد منفجره برای منفجر کردن و تخریب.
  6. مین‌گذاری کردن.
  7. استخراج کردن (معدن یا رمزارز).

مثال‌ها