switch
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\switʃ\/
اسم
کلید برق یا قطع و وصل کننده
سوئیچ شبکه
صفت
کسی در بیدیاسام که میتواند نقش تسلیمشونده یا مسلط را داشته باشد
Mots liés
interrupteur
Switzerland
sybarite
sybarite
sybaritisme
sycomore
sycophante
Syldavie
syllabaire
syllabe
syllaber
syllabes
syllabique
syllabique
syllepse
syllogisme
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی