occupation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\o.ky.pa.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل اشغال نظامی یک کشور یا منطقه. (اشغال)
  2. عمل مستقر شدن، به تصرف درآوردن. (تصرف)
  3. عمل سکونت. (سکونت)
  4. آنچه انسان به آن مشغول است، چه به صورت موقت و چه به صورت ثابت. (اشتغال، سرگرمی)
  5. کار؛ حرفه. (شغل)
  6. فعالیتی که ظرفیت‌های کسب دانش یا یادگیری دانش‌آموز را به کار نمی‌گیرد. (سرگرمیِ بدون یادگیری)

مثال‌ها