swing

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\swiŋ\/

اسم

  1. حرکت چرخشی بدن با هدف دادن انرژی بیشتر به عمل (تاب، نوسان)
  2. مشت دورانی که از فاصله دور با حرکت نوسانی شانه زده می‌شود (مشت چرخشی در بوکس)
  3. ضربه چوب گلف (سوینگ گلف)
  4. رقصی که از دهه 20 تا 70 رواج داشت (رقص سوینگ)
  5. سبک موسیقی جاز در دهه‌های 1930 و 1940
  6. نواختن نت‌ها با نوسان سه‌تایی خاص جاز
  7. جوانانی که در اواخر دهه 1930 در فرانسه از مد سوینگ پیروی می‌کردند
  8. بوی تند عرق

صفت

  1. مربوط به پدیده مدی که در اواخر دهه 30 ظاهر شد و با موسیقی سوینگ مرتبط بود

مثال‌ها