abduction

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ab.dyk.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل عضلاتی که اندام‌ها را از خط میانی بدن دور می‌کنند
  2. استنتاج محتمل‌ترین مقدمات برای رسیدن به نتیجه‌ای سازگار
  3. فرآیند معرفی یک قاعده به عنوان فرضیه برای توضیح مشاهده
  4. استدلال شهودی با حذف راه‌حل‌های نامحتمل
  5. ربوده شدن فرد توسط فرازمینی‌ها بدون آگاهی او
  6. تاکتیک رومی برای عبور از گذرگاه باریک با پراکنده کردن صف

مثال‌ها