abeiller
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\a.bɛ.je\/
اسم
محل نگهداری کندوهای زنبور عسل
صفت
مربوط به زنبورها
مثالها
Il en est de même [dans le Chablais] de l’industrie abeillère, qui fournit le beau miel de Chamonix.
—
همین حال است [در شابله] برای صنعتِ زنبورداری، که عسلِ زیبای شامونی را فراهم میکند.
Mots liés
rucher
abeilles
Abel
abélien
abélien
abend
abends
abéquer
abéqueuse
aber
aberrance
aberrant
aberrant
aberration
aberrations
abêtir
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی