tie
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ti\/
اسم
ابزار کارگرانی که در جنگلها کارهای تراشکاری انجام میدهند
Mots liés
tiède
tiède
tièdement
tiédeur
tiédir
tien
tiene
tienne
tienne
tiennes
tiennes
tiens
tiep
Tier
tiercé
tiercé
tiercelet
tiercer
tierceron
tiers
tiers
tiers-point
Tiflis
tifo
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی