tièdement
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
قید · /\tjɛd.mɑ̃\/
قید
با ملایمت، بدون شور و حرارت
مثالها
Il sert ses amis tièdement.
Mots liés
nonchalamment
tiédeur
tiédir
tien
tiene
tienne
tienne
tiennes
tiennes
tiens
tiep
Tier
tiercé
tiercé
tiercelet
tiercer
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی