visser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\vi.se\/

Conjugaison du verbe visser

فعل

  1. بستن، محکم کردن با پیچ، پیچ کردن.
  2. بستن و سفت کردن با ابزاری شبیه پیچ یا مهره.
  3. میخکوب کردن کسی در یک مکان.
  4. سخت‌گیری کردن، پیچ کسی را سفت کردن.
  5. حرکت افقی دوربین (پَن) در جهت عقربه‌های ساعت.
  6. (زبانِ ورلان) وارونهٔ واژهٔ servir؛ سرو کردن، خدمت کردن.

مثال‌ها