Fria
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fʁi.ja\/
اسم
شهر معدنی گینه با حدود ۱۶۰۰۰ نفر جمعیت که بوکسیت معدن کیمبو را به آلومینا تبدیل میکند
Mots liés
friabilité
friable
friand
friand
friandise
friandiser
fribourgeois
Fribourgeois
fric
fricandeau
fricassée
fricasser
fricasseur
fricasseuse
friche
friche industrielle
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی