jongler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʒɔ̃.ɡle\/

Conjugaison du verbe jongler

فعل

  1. تردستی کردن، ژانگولربازی (به هوا انداختن و گرفتن اشیا)
  2. روپایی زدن (با توپ)
  3. شیرین‌کاری کردن، تردستی کردن
  4. به آسانی از پس مشکلات برآمدن
  5. با مهارت ایده‌ها را بیان کردن و با کلمات بازی کردن
  6. هم‌زمان با چند چیز کار کردن، مدیریت همزمان چند کار
  7. سبک سنگین کردن، در سر پروراندن یک ایده

مثال‌ها