or blanc

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ɔʁ blɑ̃\/

اسم

  1. پلاتین
  2. آلیاژ سفید طلا با فلز سفید
  3. انرژی برق‌آبی
  4. برف از دیدگاه گردشگری
  5. پنبه
  6. نمک
  7. لیتیوم
  8. آزبست
  9. کوکائین
  10. ماهی قد
  11. لاتکس

صفت

  1. رنگ آن آلیاژ
  2. رنگ زرد کم‌رنگ شراب جوان

مثال‌ها