faire curée

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛʁ ky.ʁe\/

فعل

  1. خوردن شکار توسط سگ‌ها پیش از رسیدن شکارچی
  2. صبر نکردن تا زمان گفته‌شده

مثال‌ها