faire fausse queue

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل

فعل

  1. از دست دادن ضربه به دلیل برخورد نادرست چوب بیلیارد
  2. ناتوانی در ارضای شریک جنسی به دلیل نعوظ ناکافی

مثال‌ها