faire face

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛʁ fas\/

فعل

  1. روبه‌رو بودن؛ مقابل هم قرار گرفتن
  2. مخالفت کردن
  3. پذیرفتن تعهدات و مسئولیت‌های خود
  4. تأمین کردن یا چاره‌جویی برای چیزی؛ غافلگیر نشدن

مثال‌ها