radargraphie
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʁa.daʁ.ɡʁa.fi\/
اسم
فن به دست آوردن تصاویر از سیگنالهای رادار تصویربردار
سند به دست آمده از این فن
Mots liés
rade
radeau
rader
radi
radiaire
radiaire
radial
radial
radiale
radian
radians
radiant
radiant
radiateur
radiation
radical
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی