quasi-mosaïque
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ka.zi.mo.za.ik\/
اسم
سند حاصل از مونتاژ تصاویر بر پایه نقاط کنترل ناکافی برای موزاییک واقعی.
Mots liés
quasiment
quasimodo
quassia
quassier
quaternaire
quaterne
quatorze
quatorze
quatorzième
quatorzième
quatorzièmement
quatrain
quatre
quatre
quatre fleurs
quatre-quarts
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی