connectabilité
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kɔ.nɛk.ta.bi.li.te\/
اسم
قابلیت کارکرد تجهیزات در یک شبکه با توجه به ویژگیهای سختافزاری و نرمافزاری.
Mots liés
connecté
connecter
connecteur
connecteur
connecteur logiciel
Connecticut
connection
connement
connerie
connes
connes
connétable
connétablie
connexe
connexion
connexité
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی