pastille

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pas.tij\/

اسم

  1. قرص مکیدنی، پاستیل (در شیرینی‌پزی و داروسازی)
  2. قرص دارویی (نام نامناسب برای برخی داروها)
  3. خوشبوکننده هوا، بخور معطر
  4. پولک تزیینی تخت
  5. پَد (بخش رسانا برای اتصال قطعات روی مدار چاپی)
  6. قرص سوخت هسته‌ای
  7. برچسب گرد کوچک روی محصولات
  8. آیتم کوتاه، برنامه کوتاه رادیویی یا تلویزیونی

مثال‌ها