hybridation sur plages
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\i.bʁi.da.sjɔ̃ syʁ plaʒ\/
اسم
هیبریداسیون درجا برای شناسایی فاژهای حامل DNA خاص.
Mots liés
hybride
hybride
hybride ADN-ARN
hybrider
hybridisme
hybridité
hybridome
hydatide
hydne
hydr-
hydrargyre
hydratation
hydrate
hydraté
hydrater
hydraulique
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی