tartiner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\taʁ.ti.ne\/

Conjugaison du verbe tartiner

فعل

  1. مالیدن (کره، مربا و غیره) روی نان.
  2. مالیدن هر ماده‌ای.
  3. زیاده‌روی کردن، اصرار ورزیدن، دوباره باز کردن بحث بسته‌شده.
  4. مقاله طولانی نوشتن، حرف خود را با جملات طولانی کش دادن.
  5. تحمل کردن یا تحمیل کردن چیزی ناخوشایند.
  6. ساخت مسکن به تعداد زیاد.

مثال‌ها