habillage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.bi.jaʒ\/

اسم

  1. آماده‌سازی حیوان برای پخت
  2. پوست‌کندن، تخلیه و آماده کردن گوساله یا گوسفند برای آشپزی
  3. آماده‌سازی اولیه ماهی سالمون یا کاد پیش از نمک‌سود کردن
  4. آماده‌سازی پوست پیش از استفاده
  5. گذراندن کنف از شانه
  6. کوتاه کردن شاخه یا ریشه درخت پیش از کاشت
  7. افزودن دسته، پایه یا گوشه به سفال
  8. رنگ‌آمیزی ورق‌های بازی
  9. نصب یا ساختن شانه
  10. وصل کردن الوارهای چوب شناور
  11. مجموعه قطعات ظاهری ساعت که روی مکانیسم قرار می‌گیرد
  12. خطوط چاپی دور یک حکاکی
  13. نشانه‌ها و شکل‌های خارج از نقشه
  14. مجموعه منابع تغییر ظاهر رابط گرافیکی مانند CSS

مثال‌ها