consonne

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\kɔ̃.sɔn\/

اسم

  1. صدای تولیدشده توسط اندام‌های دهان که کم‌وبیش آزادانه خارج می‌شود
  2. همچنین اشاره به حروف الفبا به‌جز مصوت‌ها

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ consonner
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ consonner
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ consonner
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ consonner
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ consonner

مثال‌ها