se mettre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə mɛtʁ\/

Conjugaison du verbe se mettre

فعل

  1. لباس پوشیدن
  2. جا گرفتن، نشستن
  3. جا افتادن، شدن
  4. با هم زندگی کردن
  5. مشغول کاری شدن
  6. برای کاری جمع شدن
  7. شروع کاری

مثال‌ها