se morfondre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə mɔʁ.fɔ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe se morfondre

فعل

  1. از دست دادن نیروی تخمیر خمیر
  2. وقت تلف کردن در پی کاری بی‌نتیجه
  3. غرق شدن در غم و ناامیدی
  4. آسیب زدن به سلامتی

مثال‌ها