enjouée

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · صفت · /\ɑ̃.ʒwe\/

فعل

  1. اسم مفعول مؤنث مفرد فعل enjouer

اسم

  1. «خالِ شوخ»: خالِ ساختگی که بر چینِ صورت یا در گودیِ لبخند می‌گذاشتند.

صفت

  1. مؤنث مفرد enjoué

مثال‌ها