patente

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\pa.tɑ̃t\/

اسم

  1. گواهی رسمی از مرجع برای حق، عنوان یا امتیاز
  2. مجوز اداری برای شغل؛ پروانه
  3. گواهی سلامت کشتی و خدمه از بندر
  4. هم‌معنا با حقِ اختراع (brevet، در انگلیسی patent)؛ اختراع، چه ثبت‌شده و چه نشده.
  5. اختراع، ساخته یا سرهم‌بندیِ هوشمندانه اما ناپایدار.
  6. چیز سرهم‌بندی‌شده؛ ابزار دست‌ساز
  7. مالیات حرفه‌ای (جایگزین‌شده در فرانسه)

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ patenter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ patenter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ patenter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ patenter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ patenter

مثال‌ها