Ruf
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
نام خانوادگی
مثالها
Les deux artistes ont proposé ce projet à Éric Ruf, l’administrateur de la Comédie-Française.
—
دو هنرمند این پروژه را به اریک روف، مدیر کمدی-فرانسز پیشنهاد کردند.
Mots liés
ruffian
ruffle
rufian
rugby
rugbyman
rugbymans
rugbystique
rugine
ruginer
rugir
rugissant
rugissement
rugo
rugosité
rugueux
rugueux
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی