croustiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁu.sti.je\/

Conjugaison du verbe croustiller

فعل

  1. کمی ترد بودن
  2. خوردن غذای سبک
  3. خوردن پوسته‌های کوچک نان

مثال‌ها