protistes
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pʁo.tist\/
اسم
یکی از چهار فرمانروایی یوکاریوتها در ردهبندی کلاسیک، شامل یوکاریوتهای تکسلولی.
Mots liés
protium
proto
proto-
proto-oncogène
protocarbure
protochlorure
protocolaire
protocole
Proton
protonotaire
protoplasma
protostomiens
prototype
prototyper
protoxyde
protozoaire
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی