baratter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ba.ʁa.te\/

Conjugaison du verbe baratter

فعل

  1. هم‌زدن خامه شیر در دستگاه کره‌گیری.
  2. تکان دادن مایع در ظرف.

مثال‌ها