larder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\laʁ.de\/

Conjugaison du verbe larder

فعل

  1. سوراخ کردن گوشت با تکه‌های چربی پیش از پخت.
  2. سوراخ کردن، به‌ویژه با سلاح سرد.
  3. کوبیدن میخ‌های نزدیک به هم در چوب برای نگه‌داشتن گچ.
  4. دوختن طناب به لبه بادبان.
  5. گذاشتن مخفیانه کارت در دسته برای تقلب.

مثال‌ها