cisaillement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\si.zaj.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل بریدن با قیچی؛ نتیجه آن.
  2. نیروی برشی مماسی که سطوح را به لغزش وامی‌دارد.
  3. تنش برشی مماسی در مقیاس محلی.
  4. تغییر شکل برشی ناشی از تنش.
  5. تقاطع خطوط راه‌آهن.
  6. تفاوت سرعت یا جهت باد بین دو نقطه نزدیک جو.
  7. گسل افقی که دو بخش سنگی نسبت به هم لغزش دارند.
  8. نتیجه اصطکاک پوست هنگام لغزش بیمار روی تکیه‌گاه.

مثال‌ها