frison

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\fʁi.zɔ̃\/

اسم

  1. زبان ژرمنی رایج در فریزلند هلند و مناطق آلمان.
  2. ظرف نگهداری آب آشامیدنی در کشتی.
  3. واحد قدیمی مایع حدود چهار لیتر.

صفت

  1. مرتبط با فریزلند یا اهل آنجا.
  2. نژاد گاو شیری با خال‌های سیاه.
  3. نژاد اسب.

مثال‌ها