user

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\y.ze\/

Conjugaison du verbe user

فعل

  1. فرسودن؛ با کاربرد کهنه و ساییده کردن.
  2. مصرف کردن، استفاده کردن، به کار بردن چیزی.
  3. با مالش کم کردن.
  4. کاستن، فرسوده کردن، تحلیل بردن، مثلاً نیرو یا اعصاب را.
  5. مصرف کردن و از میان بردن؛ به پایان رساندن.
  6. استفاده کردن، به کار بردن چیزی.
  7. از یک سیستم استفاده کردن.
  8. فرسوده شدن؛ با کاربرد ساییده شدن.

اسم

  1. کاربرد، استفاده.
  2. معاشرت

مثال‌ها