blanche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. نت موسیقی که ارزش آن نصف نت گرد است؛ معادل دو نت سیاه، چهار نت چنگ یا هشت نت دونیم‌چنگ
  2. گوی سفید (در بازی بولینگ یا مشابه)
  3. نوعی آبجو که از مخلوط جو و گندم به دست می‌آید و معمولاً نیمه‌صاف‌شده است و ظاهری کدر دارد
  4. زن یا دختر با پوست روشن. مؤنث blanc
  5. عرق الکلی که در بشکه کهنه نشده است
  6. کوکائین
  7. پیتزا با پنیر موزارلا

صفت

  1. مؤنث مفرد blanc

مثال‌ها