vaniller
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · صفت · /\va.ni.je\/
Conjugaison du verbe vaniller
فعل
وانیل اضافه کردن، طعم وانیل دادن.
مو را بهصورتِ بافتِ دورشتهایِ پیچیده بافتن.
صفت
مربوط به وانیل و کشت آن.
مثالها
Vaniller le sucre.
—
قند را با وانیل معطر کردن.
Mots liés
vanillier
vanillier
vanilline
vanité
vaniteuse
vaniteuse
vaniteusement
vaniteux
vaniteux
vanity
vannage
vanne
vanneau
vannée
vannée
vanner
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی