کارت زدن، کشیدن کارت شناسایی در دستگاه (برای احراز هویت).
مثالها
Dans ma boîte, il faut badger en permanence. Pour rentrer, pour prendre l’ascenseur, pour aller aux toilettes. — در شرکت من، باید همیشه کارت بزنید. برای ورود، برای سوار شدن به آسانسور، برای رفتن به دستشویی.