millésimer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mi.le.zi.me\/

Conjugaison du verbe millésimer

فعل

  1. یکی از هزار را برداشتن.
  2. هزارمین را برداشتن.
  3. سال تولید یا ساخت را مشخص کردن.
  4. تولید سالانه را به عنوان خوب یا عالی ارزش‌گذاری کردن.

مثال‌ها