débâillonné

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · صفت · /\de.ba.jo.ne\/

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ débâillonner

صفت

  1. که بند دهانش برداشته شده

مثال‌ها