coalisés
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\kɔ.a.li.ze\/
اسم
جمعِ coalisé
صفت
مذکرِ جمعِ coalisé
Mots liés
coalition
coaltar
coassement
coasser
coassocié
coassocié
coat
coati
cob
cobalt
cobalt
cobaye
cobayer
cobra
cobre
cobæa
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی