stabilisé

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\sta.bi.li.ze\/

صفت

  1. آن‌چه ثبات نسبی کسب کرده
  2. صفت بیمار خارج‌شده از مرحله بحرانی بیماری

اسم

  1. نوعی پوشش جاده‌ای متشکل از مخلوط ماسه، رس و آهک

مثال‌ها