کارآموزی؛ دورهٔ کار نزدِ کارفرما، برای آموزش، که بخشِ جداییناپذیرِ برنامهٔ تحصیلی یا آموزشِ عالی است.
دورهٔ آمادگی که خواستارانِ برخی پیشهها باید بگذرانند تا اجازهٔ ورزیدنِ آن را بیابند.
دورهای که شخص باید منتظر بماند پیش از مطرح کردن درخواست یا بهرهمندی از حقی.
وضعِ کارمندی که استخدام شده اما هنوز رسمی نشده است.
دورهای که آدمی در آن به یک سرگرمی میپردازد و در آن ورزیده میشود.
جلسهٔ آگاهیبخشیِ شهروندی که همچون مجازات تحمیل میشود.
مثالها
Faire un stage en entreprise. — دوره کارآموزی در شرکت انجام دادن.
Ce jeune homme avait déjà fait un stage de ce genre auprès d’un des ministres tombés en 1827 ; mais le ministre avait eu soin de le placer à la Cour des Comptes. — این جوان قبلاً چنین دورهای را نزد یکی از وزرای سقوطکرده در ۱۸۲۷ گذرانده بود؛ اما وزیر مراقب بود او را در دیوان محاسبات قرار دهد.
Il va être nommé secrétaire d’ambassade dans une des grandes capitales de l’Europe ; c’est un stage indispensable, qui n’a d’autre objet que de respecter les usages ; avant peu il sera chargé d’affaires, puis ambassadeur. — او به عنوان منشی سفارت در یکی از پایتختهای بزرگ اروپا منصوب خواهد شد؛ این دوره ضروری است، که هدفی جز احترام به رسوم ندارد؛ به زودی به عنوان کاردار، سپس سفیر منصوب خواهد شد.
Le stage visé à l’article 62 est réduit à deux ans … pour l’étranger né en France ou marié à une Française. — دوره مذکور در ماده ۶۲ به دو سال کاهش مییابد … برای خارجی متولد فرانسه یا ازدواجکرده با زن فرانسوی.
Les polices d’assurance prévoient parfois un stage pendant lequel certains risques ne sont pas couverts. — پلیسهای بیمه گاهی دورهای پیشبینی میکنند که طی آن برخی خطرات پوشش داده نمیشوند.
La durée normale du stage et les conditions dans lesquelles elle peut éventuellement être prorogée sont fixées par les statuts particuliers des cadres d’emplois. — مدت عادی دوره و شرایطی که ممکن است تمدید شود، توسط اساسنامههای خاص چارچوبهای شغلی تعیین میشود.