engrainer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.ɡʁe.ne\/

Conjugaison du verbe engrainer

فعل

  1. طعمه گذاشتن برای ماهی.
  2. ایجاد مسیر دانه برای جذب شکار به محل تیراندازی.
  3. افزودن غلات به خوراک معمولی اسب.
  4. رسیدن، کشاندن یا تشدید کردن.
  5. بهانه‌جویی و ایجاد مشکل.

مثال‌ها