croches
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kʁɔʃ\/
اسم
انبر خمیده برای نگهداشتن آهن سرخ روی سندان.
Mots liés
crochet
crochet d’amarrage
crochetage
crocheté
crochetées
crocheter
crocheteur
crochets
crochu
crochu
crocodile
crocus
croire
croire
croire au père Noël
croisade
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی