tignard
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\ti.ɲaʁ\/
اسم
نوعی پنیر آبی مشابه گکس یا ساساناژ.
صفت
مربوط به تین، روستای ساووآ.
مثالها
Le glacier tignard se rapetisse chaque année à cause du réchauffement climatique.
Mots liés
tignasse
tigon
tigre
tigré
tigrer
tigrés
tigresse
tigrigna
tigrinya
tigron
tik
tikar
Tikehau
tiki
tilbury
tilde
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی