bracalyon
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bʁa.ka.(l)jɔ̃\/
اسم
(وو) فریبنده. باربویون.
کارگر تنبل یا ناوارد.
تعمیرکار ناشی.
آدم ناشی.
Mots liés
brace
bracelet
bracelet électronique
brachial
brachial
brachycéphale
brachycéphale
braconnage
braconne
braconner
braconnier
bractéate
bractéate
bractée
brada
bradaient
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی