brachial
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\bʁa.kjal\/
اسم
ماهیچه جلوی بازو که آرنج را خم میکند
صفت
مربوط به بازو
مثالها
Muscle brachial.
Artère brachiale.
Les nerfs brachiaux.
Mots liés
brachycéphale
brachycéphale
braconnage
braconne
braconner
braconnier
bractéate
bractéate
bractée
brada
bradaient
bradait
brade
bradée
bradent
braderai
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی