prendre son temps

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁɑ̃.dʁə sɔ̃ tɑ̃\/

فعل

  1. کاری را با آرامش انجام دادن، عجله نکردن
  2. منتظر ماندن تا لحظه مناسب برای موفقیت

مثال‌ها