s’incruster

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\s‿ɛ̃.kʁys.te\/

Conjugaison du verbe s’incruster

فعل

  1. چسبیدن محکم به سطح چیزی و یکی شدن با آن
  2. جا زدن خود در جایی بدون خوشامد

مثال‌ها